چاكراها از پايين به بالا

چاكراها از پايين به بالا

      

    چاكرا كلمه اي سانسكريت به معناي چرخ است، چرخ سمبل حركت دوراني حول يك محور است. به عبارت ديگر شكلي كه از حركت حول يك محور ايجاد مي شود، دايره است. به همين صورت رابطه دايره با مركز آن از همه اشكال ديگر كامل تر است. گروهي از افراد كه آگاهي و انرژي رواني آنها يك قصد مشترك دارد، دايره  يا حلقه را بوجود مي آورند. شكل چرخ براي چاكراها نمود يگانگي و اتحاد دروني آنها است.

    چاكراها ريشه در باورها و ديدگاه متافيزيك هندو دارند. در ديدگاه هندو، هستي از جنس تفكر و آگاهي است و قصد آگاهي تبلور به شكل ماده است. اين امر خلاف ديدگاه مادي است،كه ماده را سر آغاز جهان، و آگاهي را ناشي از آن مي داند. مبناي اين نوشته، ديدگاه متافيزيك هندو است. از اين ديدگاه جهان روياي، رو يابيني است كه همه اجزاي اين رو يا خود نيز رو يا مي بينند. در اين ديدگاه يك جهان اكبر وجود دارد كه خود متشكل از بي شماري جهان هاي اصغر است. در اين بين چاكراها واسطه هاي بين جهان اكبر وجهان اصغر هستند. بنابراين تجربه ما از جهان هستي در سطوح مختلف آگاهي و از طريق چاكراها تجربه مي شود. مجموعه چاكراها مانند يك رنگين كمان متشكل از هفت رنگ است و هر چاكرا طيفي از اين رنگين كمان را تدائي ميكند و درك و برداشت صحيح موقعي اتفاق مي افتد كه هرهفت رنگ اين مجموعه حضور داشته باشند. به عبارت ديگر چيزي كه مانع دريافت واقعيت مي شود، آن است كه تعادل بين اجزاي سيستم ادراكي برقرار نبوده و درك و برداشت ما كامل نيست.
    
    چاکراها مانند گردابي عمل مي کنند که انرژي و آگاهي را از محيط اطراف ما دريافت کرده و در قسمتهاي مختلف بدن پخش مي کنند. هريک از چاکراها در هر قسمت از بدن که قرار داشته باشد انرژي آن قسمت از بدن و سطحي از آگاهي را در کنترل خود دارد.

    چاکراي اول : مولاداهارا

    

    نمايي از چاکراي اول در ديدگاه کونداليني: شکل اصلي چاکرا نيلوفري با چهار گلبرگ است که به چهار جهت زمين اشاره مي کند. حيوان درون چاکرا فيل هيجان زده است که هفت خرطوم دارد. در اين چاکرا يک ايزد بنام براهما و ايزد بانويي بنام داکيني متصور است.

     چاكراي اول مولاداهارا نام دارد، كه در زبان سانسكريت به معني ريشه است. ريشه در گياهان، وسيله دريافت انرژي و جريان حيات از سوي زمين است. انسان ها نيز همانند گياهان در زمين ريشه دارند، اگرچه اين ريشه نمود فيزيكي ندارد، ليكن اگر دقت كنيم، بخش عمده اي از حيات ما يعني هر آن چه كه مي خوريم اعم از گياه و حيوان از زمين حاصل شده است. در واقع ما بطور غير مستقيم در زمين ريشه داريم. زمين براي ما شروع كننده و خاتمه دهنده حيات است.

    
    هدف چاکراي اول حفظ بقاي فيزيکي از راه ترسها و خوردن غذا است. اين چاکرا ريشه حياتي همه ماست و به نوعي مي توان آن را مهمترين چاکراي بدن براي حفظ بقا دانست. اين چاکرا از راه پاها ما را به زمين وصل مي کند. عصب سياتيک مهمترين عصب مربوط به اين چاکرا است.
    

      چاكراي اول در قسمت ميان دوراه، يعني مابين مقعد و آلت تناسلي، در پايين ترين قسمت ستون مهره ها واقع شده است. تمام پاها از لگن تا نوک انگشتان به اين چاکرا مربوط هستند. يکي از مهمترين عملکردهاي اين چاکرا براي بقا، حس ترس و واکنش نشان در هنگام خطر است. به همين دليل است که در ترسها زانوهاي شخص شل شده و يا قفل مي شوند. رنگ اين چاکرا در ديدگاه کونداليني قرمز خوني و عنصر آن زمين است

    چاکراي دوم : سٌوادهيستانا

    حيوان چاکرا سوسمار ماهي است. خود چاکرا به صورت نيلوفري با شش گلبرگ کشيده مي شود. ايزد چاکرا ويشنو و ايزد بانوي آن شاکتي راکيني نام دارد.
   
     چاكراي دوم كه چاكراي جنسي نيز خوانده مي شود و در زبان سانسكريت سوادهيستانا  نام دارد كه به معناي خانه مخصوص او است. سوادهيستانا از ريشه سواد به معني شيريني نشات گرفته است كه به شيريني لذت جنسي اشاره ميكند. اين چاكرا در قسمت پاييني شكم مابين ناف و آلت تناسلي، در مقابل شبكه عصبي خاجي  واقع شده است. اعضا وابسته به چاكراي دوم عبارتند از: بيضه و تخمدان ها، آلت تناسلي و رحم ، پروستات، مثانه و كليه ها. حس مرتبط اين چاكرا حس چشائي است. اين حس به مانند حس بو يائي از قديمي ترين حس ها در ميان موجودات زنده است. رنگ چاكراي دوم نارنجي است.

    چاکراي دوم نقش مهمي در کنترل توليد مثل و کسب لذتها در زندگي بازي مي کند. عنصر اين چاکرا آب است.

    چاکراي سوم: ماني پورا

    اين چاکرا به صورت نيلوفري با ده گلبرگ نشان داده ميشود. حيوان آن قوچ است. ايزد چاکرا ويشنو و ايزد بانوي آن لاکيني نام دارد

    چاكراي سوم ماني پورا نام دارد. ماني پورا در زبان سانسكريت به معني شهر جواهرات درخشان است. چاكراي سوم قدري بالا تر از ناف و مقابل شبكه عصبي صفحه خورشيدي واقع شده است. شبكه عصبي خورشيدي، نقش مهمي در تنظيم عملكرد دستگاه گوارش دارد. چاکراي سوم محلي است که در آن هضم و جذب انجام مي شود. هضم و جذب مواد غذايي از يک طرف و هضم و جذب وقايع زندگي از سوي ديگر. وقتي در پذيرش وقايع زندگي دچار مشکل ميشويم اين چاکرا از اولين جاهايي است که با مشکل مواجه مي شود و انسداد انرژي در آن خود را به صورت خشم، کنترل يا بيماري هاي گوارشي نشان مي دهد. اندام هاي وابسته به چاكراي سوم، تمام دستگاه گوارش را شامل ميشود. از بين حواس پنج گانه، حس مربوط به اين چاكرا حس بينائي و رنگ آن در ديد کونداليني زرد است.

    چاکراي چهارم: آناهاتا

    اين چاکرا به صورت نيلوفري با دوازده گلبرگ نشان داده مي شود. حيوان چاکرا گوزن است. ايزد چاکرا ايسا و ايزد بانوي آن کاکيني نام دارد

    

    چاكراي چهارم در زبان سانسكريت آناهاتا ناميده مي شود. آناهاتا در زبان سانسكريت به معني " بدون ضربه" است. اين چاكرا مقابل قلب و ميان سينه واقع شده است. اگر به موقعيت چاكراها دقت كنيم متوجه مي شويم كه چاكراها نسبت به هم حالت قرينه دارند. بدين ترتيب كه هريك از سه چاكراي پاييني داراي يك چاكراي قرينه در بالا است و چاكراي چهارم در نقطه وسط واقع شده است، از آنجائيكه چاكراي چهارم مابين سه چاكراي پاييني و بالايي قرار دارد در واقع نقش برقراركردن تعادل بين اين دو بخش را بر عهده دارد.اعضاي وابسته به چاكراي چهارم عبارتند از: قلب، ريه ها، تيموس و دست ها. حس مربوط به اين چاكرا حس لامسه و رنگ اين چاكرا در كونداليني سبز است.
    
    چاکراي چهارم محلي است که از طريق آن به همديگر عشق مي ورزيم و شفا در آن اتفاق مي افتد. اين چاکرا در مواردي که شخص از نظر احساسي

     دچار مشکل باشد و نيز در موارد آسيب هاي شديد روحي و عاطفي دچار مشکل مي شود. اثرات مهم آن بيماري هاي قلبي و انفارکتوس است.

    چاکراي پنجم: ويشودهي
    
    اين چاکرا به صورت نيلوفري با شانزده گلبرگ نشان داده مي شود. حيوان آن فيل سفيد مقدس است. ايزد چاکرا ساداشيوا و ايزد

    بانوي آن گواري نام دارد

    چاكراي پنجم ويشودهي نام دارد. ويشودهي در زبان سانسكريت به معني خالص است . اين چاكرا مركز صدا، ارتعاش، بيان و ابراز خود است. دراين چاكرا بخشي از آگاهي قرار دارد كه وظيفه كنترل، خلاقيت، دريافت و انتقال ارتباطات در درون و بين ما و ديگران عهده دار است. دامنه كار اين چاكرا صحبت كردن، شنيدن، نوشتن، گپ زدن، تله پاتي و تمام هنرهايي است كه خصوصا به زبان و صدا مربوط مي شوند. اين چاكرا يكي از وسايل مهم برقراري ارتباط است.

    وقتي شخص نمي تواند مشکلات، خواسته ها، احساسات و نيازهاي خود را بيان کند يا حس مي کند که ديگران نسبت به آن بي تفاوت هستند، چاکراي پنجم او دچار انسداد شده و مشکلاتي در اندامهاي مربوط به آن بوجود مي آيد. از مهمترين اين مشکلات مي توان به گواتر، لکنت زبان، سفتي و خشکي عضلات گردن و بيماري هاي حلق و حنجره اشاره کرد.

    چاكراي پنجم در ناحيه گلو و مقابل غده تيروئيد قرار دارد.  از بين حواس پنج گانه، حس مربوط به اين چاكرا حس شنوائي است. رنگ   

    اين چاكرا دركونداليني، آبي است.

    چاکراي ششم:آجنا

    چاکرا به صورت نيلوفري با دو گلبرگ نشان داده مي شود. گلبرگ ها به مانند بالهاي پرنده هستند. ايزد و ايزد بانو در اين چاکرا باهم يکي شده و

    شاکتي هاکيني نام دارد

    در برخي منابع تعداد گلبرگ ها را نود وشش نيز آورده اند

    چاكراي ششم آجنا نام دارد. آجنا در زبان سانسكريت به دو معني اطاعت  يا فرمان است. اين چاكرا در قسمت پيشاني و مابين دو ابرو قرارگرفته است. اين چاكرا را چشم سوم هم مي نامند. آجنا چاکراي بصيرت و درک است.

    چاكراي ششم در مقابل غده پينه آل (صنوبري) و شبكه عصبي كاروتيد واقع شده است. در ديدگاه كونداليني، رنگ اين چاكرا بنفش است.

    چاکراي هفتم: ساهاسرارا

    چاكراي هفتم ساهاسرارا ناميده مي شود. ساهاسرارا در زبان سانسكريت به معني نيلوفر هزارگلبرگ است. اين چاكرا بر روي تاج سر قرار گرفته است.  رنگ اين چاكرا در كونداليني ارغواني است. ساهاسرارا چاکراي معنويت، ارتباط با خداوند و ماوراء است. براي اين چاکرا نه شکلي وجود دارد و نه الهه و ايزدي. اين چاکرا بسيار مقدس است

  
    منبع:سايت arvah.com
        

 





:: برچسب‌ها: چاكراها از پايين به بالا , چاكرا , ,
|
امتیاز مطلب : 46
|
تعداد امتیازدهندگان : 13
|
مجموع امتیاز : 13
نویسنده : رامین حمیدی
تاریخ : یک شنبه 8 اسفند 1389
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


نام
آدرس ایمیل
وب سایت/بلاگ
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

آپلود عکس دلخواه: