عرفان اسلامي

بي‎شك هيچكدام از روش‎هاي فكري و عملي اسلام، در طول تاريخ بشري تاثير شگرفي را كه عرفان اسلامي در انديشه و عمل و بالاخص تخلق به اخلاق الهي داشته است دارا نيستند.

 

اين طريقه كه مبتني بر تبصر و تامل و سير روحاني تا سر حد جذبه و قرابت روح با پروردگار است، از دير باز مورد توجه مسلمانان راستين كه ايمان حقيقي را تنها در سايه عمل صالح قابل حصول مي‎دانند، بوده است.

 

سلوك در عرفان با معرفت كيفيت عبوديت و شرايط و آداب خلوت شروع ميشود و پس از ايمان قلبي مرحله ايمان به جوارح و اركان فرا ميرسد و اينجاست كه سير و سلوك آغاز مي‎گردد.

 

در سير و سلوك كه هرگز از قانون اسلام و شرع مقدس منحرف شد و نبايد جز حضرت حق به كس يا چيز ديگر توجه كرد و بايد كه قلب را به شيخ و پير كه هادي راه سالك است، پيوند داد.

 

سالك بايد آداب دعا و سوال و سكوت را رعايت كند و خداي را در همه حال بر خويش ناظر ببيند و اگر بر سري از اسرار ربويت واقف شد آن را فاش نسازد كه افشاء سر الربوبيه كفر است.

 

سالك بايد تزكيه نفس نمايد و پس از تخليه صفات و ملكات رذيله به تخليه روح خويش همت گمارد.

 

از حالات سالك يكي محبت الهي است و آن ميل روح است به مشاهده جمال ذات و آن جز با تخليه محبت دنيا و آخرت از دل ممكن نباشد. از ديگر حالات سالك شوق است يعني خواستاري تداوم تمتع از محبوب و ديگري غيرت و ديگر قرب است. يعني استغراق وجود سالك در عين جمع به غيبت از جميع صفات خود و ديگر حياء و انس و هيبت و ديگر قبض و بسط و در نهايت ًفنا في الله و بقا بالله

بقيه در ادامه مطلب...

 

 



:: برچسب‌ها: عرفان اسلامي , عرفان اسلامي ,
|
امتیاز مطلب : 99
|
تعداد امتیازدهندگان : 32
|
مجموع امتیاز : 32
:: ادامه مطلب
نویسنده : رامین حمیدی
تاریخ : دو شنبه 23 اسفند 1389
خلسه

خلسه

ورود به خلسه به روش دراویش:

احتمالا شما تا به حال دراویش ویا کسانیکه ازاین حرکات انجام میدهند را از نزدیک یا از طریق تلوزیون وفیلم دیده ایدبه خاطر این تصمیم دارم که جهت ورود به خلسه توسط ذکرها واسماء الهی به روش دراویش وعرفانی  تمرینی را به شرح زیر بیان کنم.

این حالت در حالت عمیقتر خود می تواند شما را به حالت خلسه ببرد.در حالت خلسه چیزهایی خواهد دید که باور آن برای دیگران سخت است.این عمل را می توان به حالت های مختلف انجام داد.شما به نا به میل خود می توانید به حالت نشسته یا ایستاده و یا به صورت درازکش این حرکت را انجام دهید.

برای شروع بهتر است از حالت ایستاده شروع کنیم.

در همین حالت که هستید دستها را از پشت به هم قلاب کنید.حال چرخش سر به اطرف را انجام دهید.همچنین می توانید به سمت جلو خم شده و به عق برگردید واین سیکل را ادامه دهید.

هنگام چرخش سر فقط به آرامش فکر کیندو به دنبال چگونگی ورود به خلسه نباشید.همچنین برای سرعت بخشیدن به هیپنوتیزم خود می توانید از ذکرها و اسماء الهی در حین حرکت استفاده نمایید.این عمل موجب می شود که شما در یک حالت بسیار زیبای روحانی قراربگیرید.اگر دیده باشیدعرفا و درویشان با این حرکت وذکر(یاهو)به خلسه های عمیقروحی می رسند البته شما می توانید هر ذکری را که دوست داشتید برای خود انتخاب کنید .پس از اینکه به حالت خود هیپنوتیزم رسیدید اگر به حالت ایستاد هستید بنشینید یا دراز بکشیدو خلسه خود را عمیقتر کنید.توجه داشته باشید که در طی انجام حرکت سعی نکنید طبق قاعده خاصی این اعمال را انجام دهید بهتر اجازه دهید که اتفاقات خودشان شکل بگیرند.مثلا اگر خواستید در بین کار بنشینید مقاومت نکنید و یا اگر خود به خود به زمین افتادید برای ببلند شدن تلاش نکنید.هنگامی که خود هیپنوتیزم شما عمیق شد علاوه بر آن که می توانید مانند همیشه القائات را شروع کنید می توانید به سفرهای ذهنی رفته و فکر خود را آزاد کنید تا به هر کجا که می خواهد برود.در این حالت ممکن است خاطرات تلخ وشیرین گذشته را به یاد بیاورید وبه آن واکنش نشان دهید همه این مسائل طبیعی است و شما باید به خود ببالید.پس از کسب آرامش و انجام القائات دلخواه خروج را مانند سایر متدها انجام دهید(با شمارش معکوس مثلا با 20 شماره و القای این جملات که با هر شماره به حالت هوشیاری می رسم وپلکهایم آرام آرام سبک می شوند و از خواب بیدار می شوم و مثل همین جملات راتا خروج کامل انجام دهید)

فقط توجه داشته باشید که پس از خروج به سرعت بلند نشوید.همچنین به همین حالت نیز زیاد باقی نمانیدو بعد از دو دقیقه از جای خودبلند شوید و یک لیوان آب قند بنوشید.

بعد از اینکه در انجام این عمل تبحر یافتید می توانید آن ار درحالت دلخواه انجام داده و سریعتر به هیپنوتیزم مورد علاقه تان برسید.

 


 



:: برچسب‌ها: خلسه , ورود به خلسه ,
|
امتیاز مطلب : 97
|
تعداد امتیازدهندگان : 31
|
مجموع امتیاز : 31
نویسنده : رامین حمیدی
تاریخ : دو شنبه 23 اسفند 1389
هاله

 

مفهوم هاله :

هاله ميداني از انرزي است که اطراف بدن تمام موجودات زنده،جمادات،وحيوانات را پوشانده است . امواج حاصل از اين ميدان انرژي بطور دائم در حال

تشعشع هستند . اين امواج شبيه امواج گرمايي هستند که يک روز داغ از سطح زمين بيرون مي زند.

به عبارت ديگر، " هاله " مجموعه اي از ارتعاشات است که با طول موجهايي متفاوت در افراد از از کالبد جسمي ساطع مي شود.

هاله در مذاهب ديگر :

در مذاهب قديم،با اسم " کاشا " مي شناختند.

در زرتشت " آتش ذي يا آتش جاودان " ناميده مي شد.

دانشمندان هندوآن را " آر " مي نامند. آنرا گاهي " اتمسفر رواني " نيز مي نامند.

دودانشمند اتريشي بعد از کشف اين امواج  " دود" يا همان"  خود "  مي نامند.

دکتر مسمو از اين انرژي به عنوان مغناطيس حيواني ياد کرد.

باخ ، آنرا نيروي ملکوتي .  بلابرات ، اشعه N و دانشمندان روس " انرژي بيو پلاسميک " مي ناميدند.

تأييد علمي هاله :

هاله از نظر علمي مورد تأييد قرار گرفته است . باخ دانشمند اطريشي در سال 1867 کشف کرد که از بدن انسان امواجي ساطع   مي شود،بعد از او دانشمندان ديگر مثل " کاردل دويرل " تحقيقاتش را ادامه دادند و دانشمندي روس به نام " سيمون کرکيو " دوربين عکاسي اختراع کرد که مي توانست از ميدان انرزي عکسبرداري کند .

هاله از انرژي مغناطيسي تشکيل شده که مي توان گفت امواج الکترومغناطيسي نيز ناميده مي شوند .

احساس هاله در زندگي عادي :

احساس سنگيني نگاه يک نفر ( در حقيقت تبادل انرژي ).

گرماي دستان وقتي به هم نزديک مي شوند ( بعضي افراد انرژي ما را مي گيرند و بعضي به ما انرژي مي دهند ).

با بعضي افراد هماهنگي بيشتري داريم( مثل دانش آموزان کلاس خود نسبت به کلاسهاي ديگريا پدرومادروخواهروبرادرنسبت به ديگران)

فردي که داراي طول موج متفاوتي با ماست باعث ناآرامي ما مي شود و بالعکس ( با چشمان بسته در نزديکي افرادي که با آنها آشنايي داريم در کنارشان احساس آرامش مي کنيم ).

هاله هاي ما در ارتباط در تبادل مداوم با يکديگر و با محيط اطرافمان هستند . هرچه اين تبادل عميق تر و طولاني تر باشد تأثير بيشتري برروي هاله مي گذارد . به همين جهت است که هاله هاي افراد يک خانواده ، دوستان قديمي و زوجهايي که سالهاست در کنار همديگر زندگي مي کنند کم کم به يکديگر شباهت بيشتري پيدا مي کند که گاهي اين شباهت در ظاهر فيزيکي آنها تأثير مي گذارد.

حتي کلاس،يعني حتي اتاق کلاس يا هر اتاق ديگر،هاله خاص خودش را داردکه بستگي به ساکنين آن دارد.به طوريکه مثلاً وقتي در کلاس نشسته ايد به گونه اي باهاله هاي کلاس همگون مي شويد که گوش کردن به استاد يا تمرکز روي درس از تأثيرهاله اين کلاس وفضاي کلاس مي باشد و همچنين اگر اتاق خواب را در نظر بگيريد حتي اگر يکي خوابش نيايد و خسته هم نباشد تحت تأثير هاله اتاق که نشأت گرفته ازهاله ساکنان آن درموقع خواب وخستگي انسان احساس يک نوع خستگي وخواب آلودگي ميکند. يارابطه احساس گرسنگي درسالن غذا خوري و....

بر اين اساس ما با اين انرژي منحصر به فردمان بر روي اشياء تأثير مي گذاريم و اشيايي که با آنها بيشتر درارتباط هستيم از جمله لباسها و...  از ما تأثير بيشتري مي گيرند.

آياد امکان ديدن هاله براي افراد عادي وجود داد :

زماني معتقد بودند که فقط افراد روشن بين،در حالت خواب مغناطيسي مي توانند آن را ببيننداما امروزه اين نظريه تغيير کرده .

افرا عادي مي توتنند براي ديدن هاله ها ماده « دسي يا بين و الکل » را در استوانه شيشه اي صاف و روشن بريزيد (اين ماده چشم را نسبت به اشعه ماوراء بنفش حساس مي کند ) و در جايي که هوا ساکن است بد نمي وزد از پشت آن به يکي از اعضاء بدن خود مثل دست نگاه کنيد البته اين عضو نبايد پوششي داشته باشد . در اين حالت مي توان امواجي را که ازاين عضو خارج مي شود ببينيد . يک نکته جالب اينکه همه ما  در دوران کودکي اين مهارت را داشتيم و بعد آن را از دست داديم . به همين علت است که طفل يا کودک تازه به دنيا آمده در آغوش انسانهاي خوش ذات و خوش طينت آرام مي گيرد ولي در آغوش انسانها بد ذات و منفي گرا ناآرام و ناراحت و همچنين دوست داشتن يا دوست نداشت فردي توسط کودک از همين مسئله ناشي مي شود.

حيوانات و هاله بيني : مثل ترس انسان و سگ و مار


 

:: برچسب‌ها: هاله , هاله نور ,
|
امتیاز مطلب : 84
|
تعداد امتیازدهندگان : 29
|
مجموع امتیاز : 29
:: ادامه مطلب
نویسنده : رامین حمیدی
تاریخ : یک شنبه 22 اسفند 1389
تسخیر روح

تسخیر روحی به خودی‌خود، پدیده‌ای شوم و خطرناك نیست. آنچه این تجربه را خوب یا بد می‌كند نوع و ویژگی‌های روح  مسلط است. اگر آن، شیطانی و پلید و دارای هواهای نفسانی باشد، خلق و خوی میزبان رو به انحطاط می‌رود و اگر روح میهمان متعالی و پاك باشد، صفات خوب و متعالی در فرد تسخیر شده، ظهور خواهد كرد. تجربه تسخیر توسط ارواح متعالی آن‌چنان مورد توجه بسیاری از صوفیان و سالكان در دوران‌های مختلف قرار گرفته است كه برخی از مكاتب و جریان‌های باطنی تنها یا یكی از راه‌های وصول به معبود را، تسخیر موقت یا دائمی‌ توسط نیروهای الهی دانسته‌اند.


تسلط نیروهای الهی به انسان گاه به عنوان نازل شدن و حلول روح‌القدس تعبیر شده است. در كتاب مقدس برای تسخیر شدن توسط روح‌‌القدس تعابیری چون «روح بر او قرار گرفت»، «بر او نازل شد» یا «از آن پر شد»، به كار رفته است. فارغ از این‌كه نازل شدن روح‌القدس دقیقاً به معنای تسخیر شدن و طبق مكانیزم آن صورت می‌گیرد یا خیر، در یك مورد مشترك هستند، « ایجاد تغییراتی موقت یا پایدار بر اثر ارتباط میان دو روح، روح‌القدس و روح انسان».


در برخی از محافل معنوی كه به طور جدی‌تری خواستار نزول روح‌القدس هستند، پدیده‌های عجیبی اتفاق می‌افتد. فارغ از آنكه روحی كه در آن مجلس نزول می‌كند، روح‌القدس است یا روحی دیگر، در این محافل پدیده‌هایی به وقوع می‌پیوندد كه حالتی از تأثیر عمیق ارواح بر انسان است. «ویلیام سارجنت» در كتاب خود روح‌های تسخیر شده، نقل می‌كند: «در محفل یك گروه مذهبی كه قصد برخوردار شدن از روح‌القدس را داشتند چند صندوق بود كه درون آنها خطرناك‌ترین مارها و افعی‌های سمی‌ قرار داشتند. اعضای گروه شدیداً از نزدیك شدن به این صندوق‌ها هراس داشتند، مگر در لحظاتی كه به گفته خودشان شواهد نزول روح‌القدس به مجلس و تصرف كالبد افراد توسط او مشاهده می‌شد. زیرا در این لحظات روح مقدس افراد را از خطر حفظ می‌كرد. پس از دیدن شواهدی بر نزول روح مقدس، اعضای گروه، مارها و افعی‌ها را بر روی دستان خود قرار می‌دادند، بدون آنكه آسیبی به آنها برسد


اما آنچه اغلب در عمل اتفاق می‌افتد، تسخیر شدن توسط ارواح شیطانی است، نه ارواح متعالی. عواملی كه موجب جذب ارواح متعالی می‌شود و نیز قوانینی كه بر ارتباطات ارواح متعالی حاكم است، حوزه ارتباط آنها را گاهی محدودتر از ارواح شیطانی می‌كند. ارواح متعالی كاملاً بر طبق توافق و رضایت فرد می‌آیند اما ارواح شیطانی از كوچك‌ترین منافذ برای نفوذ به درون حوزه ادراكی و انرژیایی انسان و فشار آوردن و در نهایت غلبه ‌بر روح فرد استفاده می‌كنند. این منافذ ممكن است در اثر برخی گناهان ایجاد شده باشد. افرد به طور غیرارادی حرف‌های كفرآمیز می‌زد، از حمله‌های موجوداتی ترسناك به بدنش و ... می‌گفت. این حالتش پس از مدتی غیبت ناگهانی او از خانه و خیانت او به همسرش آغاز شده بود. از مهم‌ترین عواملی كه منافذی را در حوزه ادراكی و انرژیایی انسان باز می‌كند و دری مطمئن برای ورود ارواح شیطانی است، اهانت، ضدیت و مخالفت با روح خداوند است. این قبیل اعمال حمایت روح خداوند را از فرد برمی‌دارد و او را در معرض هجوم ارواح شیطانی قرار می‌دهد. از دیگر عللی كه باعث وقوع تسخیر روحی می‌گردد، حضور افراد در میان جمع‌ها و مجالس احضار ارواح است. به علت سوء‌نیت حاضرین در جلسه، حضور ارواح ناپاك در آن جلسات زیاد است و به علت حالت پذیرش بالای حاضرین در آن شرایط، هجوم آنها به كالبد و حیطه ذهنی و روحی حاضرین بیش از مواقع دیگر می‌گردد.


اعتقاد به تسخیر موقت یا دائم توسط ارواح شیطانی در بسیاری از نقاط دنیا ریشه‌های كهنی دارد. اخبار بسیاری از چنین تسخیرهایی توسط ارواح ناپاك وجود دارد. محققین علوم روحی معتقدند كه تسخیر روحی تنها با توافق میان دو روح انجام می‌شود. این توافق ممكن است در حالت هشیاری و یا ناهشیاری انجام شده باشد كه حاصل هم قصدی و شباهت‌های میان دو روح است. انسان از طریق اعمال و رفتارش پذیرش خود را برای دسته‌ای از ارواح اعلام می‌كند و این برای ارواح هم قصد، چراغ سبزی است.


پدیده تسخیر روحی برخلاف برخی از پدیده‌های مافوق‌طبیعی مانند خروج از بدن آگاهانه، انتقال اراده، شفا دادن، الزاماً احتیاج به قدرت باطنی ندارد. البته انسان‌هایی هستند كه با اراده، كالبد خود را در اختیار ارواح قرار می‌دهند و اعمال عجیبی از این طریق انجام می‌دهند. اما تجربیاتی وجود دارد كه در آنها پدیده تسخیر برای افراد معمولی (از لحاظ دارا بودن قدرت‌های باطنی) یا كسانی كه برای آن قصدی نداشته‌اند، اتفاق افتاده است. در این افراد یك ویژگی یا خصوصیت وجود داشته است: «پذیرش بالا برای یك طیف از ارواح كه این پذیرش در افكار و اعمال آنها دیده می‌شود و از نگاه ارواح نیز نادیده نخواهد ‌ماند».
میان ارواح، ارتباطاتی با اشكال و دلایل گوناگون و شدت و صفت‌های متفاوتی وجود دارد. گاهی این ارتباطات نامحسوس‌اند اما آثار ملموسی بر جای می‌گذارند، مانند اغلب پاداش‌ها یا مجازات‌هایی كه از جانب فرشتگان به انسان می‌رسد. گاهی ارواح درحالتی كه تجسد یافته‌اند از دنیای مردگان باز می‌گردند و با انسانی زنده به گفتگو می‌پردازند. گاهی نیز ارتباط میان دو روح تنها در یك ارتباط ذهنی یكطرفه باقی می‌ماند برای مثال چه بسا روح یكی از عزیزان ما قصد رساندن مطلبی به ما داشته باشد اما ما قادر به درك آن نباشیم. در این‌صورت ممكن است روح مجبور شود برای رساندن پیغامش به رؤیای فردی دیگر برود و پیغامی به ما بدهد. اما از پدیده‌هایی كه در طی آن دو روح به شدت به‌هم نزدیك می‌شوند و ممكن است هر دو حضور یكدیگر را حس كنند، با هم حرف بزنند، حتی روحی كالبدش را در اختیار روح دیگر قرار دهد، تسخیر روحی ا‌ست، كه در طی آن روحی مسخر و فرمانبردار روحی دیگر می‌گردد. این پدیده در صورتی كه روح مسلط، روحی پلید و شیطانی باشد از ترسناك‌ترین و خطرناك‌ترین نوع از انواع ارتباطات روحی است. به‌طوركلی در تسخیر روحی، روح مسلط هر چه بگوید و بخواهد روح و كالبد میزبان اطاعت خواهد كرد و حتی ممكن است وادار شود كه كالبد خود را ترك كرده و به روح مسلط واگذار كند.


تسخیر روحی از جهت اندازه تسخیر، مدت تسخیر و روح تسخیر كننده، انواعی گوناگون دارد. در ضعیف‌ترین نوع تسخیر روحی ارتباط میان دو روح در سطح تسخیر افكار روح میزبان است و در بالاترین سطح، روح مسلط وارد كالبد جسمیِ روح میزبان می‌شود.


ارتباط در سطح افكار به این معنی است كه روح تسخیركننده، افكار و خواسته‌هایش را به میزبانش القا می‌كند و مسیر ذهنیات و تفكرات او را به دلخواه خود و در حد توانش و به اندازه‌ای كه روح میزبان به‌آن اجازه می‌دهد دگرگون می‌كند. در این حالت میزبان گاه تصور می‌كند آن ذهنیات، امیال و مقاصد خودش است و گاهی متوجه فشاری خارجی و افكارش می‌گردد. اما قادر به سرپیچی از آن نیست یا اصلاً میلی به سرپیچی ندارد.


سطح دیگر تسخیر روحی «مس» روحی است. در مس روحی، بین دو روح لمس و تماس ایجاد می‌شود و بخش‌هایی و یا كل كالبد یك روح، روحی دیگر را لمس می‌كند. در این سطح روح مسلط، قدرت بیشتری در وادار ساختن فرد میزبان بر انجام كار دارد. در حقیقت او خودش از طریق كالبد جسمی میزبان عمل می‌كند و در این زمان گویی میزبان به‌طور جزئی یا كلی منفعل می‌گردد. یكی از معانی مس (روحی) دیوانگی است. در صورتی‌كه روح مسلط، روحی شیطانی باشد، یكی از آثار آن لمس، جنون‌ و دیوانگی است.


این جنون و دیوانگی اشكال گوناگونی دارد. اما آنچه آن را از دیوانگی‌هایی‌ كه ناشی از لمس ارواح نیست، جدا می‌كند، ضدیت یافتن فرد با خداوند در حین دیوانگی است. چه بسا كسانی باشند كه به تشخیص متخصصین (اعصاب و روان)، بیمار روانی و دیوانه باشند اما هیچ كلام كفرآمیز یا رفتاری برضد خداوند از آنها دیده نشود، این جنون‌ها ممكن است دلایلی دیگری چون شوك شدید داشته باشد. در نمونه‌ای مردی به تشخیص یك پروفسور و محقق در زمینه تسخیر روحی به‌وسیله ارواح شیطانی،‌ توسط روحی تسخیر شده بود. او در حین حالات دیوانگی‌اش حرف‌های اهانت‌‌آمیز و كفرآ‌‌‌‌لود می‌زد و در هنگامی‌كه ارواح شیطانی رهایش می‌كردند، به گریه می‌افتاد و عنوان می‌كرد كه او تقصیری ندارد و قصدی به گفتن آن حرف‌ها نداشته است. در این نوع دیوانگی، شخص نسبت به علائم و نمادهای مقدس واكنش‌های شدید و منفی دارد و حتی می‌ترسد و تمسخر و اهانت به اسامی و نام‌های مقدس و جریان‌های الهی از نشانه‌‌های شاخص رفتاری اوست.


از آنجا كه تسخیر روحی توسط روحی پلید می‌تواند موجب انواع بیماری‌ها شود، تمركز برخی از روش‌های درمانی نامتعارف بر بیرون راندن این نوع ارواح از بدن میزبان است.


میان دو سطح تسخیر روحی تسلط برافكار و لمس میان روح كه به استحواذ روحی و مس روحی معروف است، تفاوت‌هایی وجود دارد. این تفاوت‌ها از بُعد انرژیایی به‌این شكل است كه روح میهمان (تسخیركننده) با كمك امواج روانی ـ ذهنی‌اش، برروی هاله و ذهن میزبان اثر می‌گذارد و ممكن است باعث گردد كه میزبان تصویری را ببیند كه او می‌خواهد و صدایی را بشنود كه او خواسته است، در این حالت گویی روح میهمان در كنار میزبان ایستاده و همچون عملی كه در هیپنوتیزم انجام می‌شود، افكار و خواسته‌های خود را به ذهن او القا می‌كند. این نوع تسخیر كامل نیست.


در مس روحی، هاله‌های دو روح درهم تداخل می‌كنند. در تداخل نه فقط ذهن بلكه تمام جسم و روان میزبان را تحت اختیار قرار می‌گیرد. تداخل می‌تواند موقت یا دائم، زاویه‌ای و یا كلی باشد.


در تداخل موقت، روح برای مدت كوتاهی، حتی چند دقیقه تسخیر می‌شود. در زاویه‌ای ممكن است یك دست یا تنها گلوی میزبان تسخیر شده باشد. نمونه تسخیر زاویه‌ای مدیوم‌های نویسا (مدیوم‌هایی ‌كه قلم بدست می‌گیرند و روح با حركت دادن دست آنها، می‌نویسد) و مدیوم‌های صوت مباشر (مدیوم‌هایی كه اغلب در حالت بیهوشی، ارواح از طریق گلو و تارهای صوتی، آنها صحبت می‌كند) هستند. در میان مدیوم‌های نویسا، مدیوم قدرتی برای حركت دادن یا توقف دستش حتی با كمك چند نفر هم ندارد.


در بالاترین سطح تسخیر روحی، روح میزبان از كالبد خارج می‌شود و روح مسلط به‌درون كالبد جسمانی او داخل می‌شود، این تسخیر كامل است. هیچ نوع سرپیچی از طرف میزبان وجود نخواهد داشت. و تماماً فرد دیگری در كالبد میزبان ظهور خواهد یافت. زمان تسخیر به توافق دو روح انجام می‌گیرد و تا زمانی است كه روح مسلط، خواسته‌هایش را به انجام برساند. برخی می‌گویند: «گروهی كه بیش از دیگران نسبت به تسخیر كالبد آسیب پذیرند، كودكانی هستند موسوم به كودكان نور، اینها كودكانی‌اند كه به علل گوناگون مرگ تقریبی را تجربه كرده‌اند و طی خروج موقت روح از بدنشان، روحی دیگر كالبد آنها را اشغال كرده است. البته این موضوعی قطعی و همیشگی نیست. زیرا در طی زندگی و مرگ، ارواحی از كالبد و روح انسان محافظت می‌كنند و این موارد تنها هنگامی اتفاق می‌افتد كه توافقی میان روح كودك و روح مسلط باشد و این توافق در هنگام مرگ تقریبی كودك، عملی‌می‌شود».


تجربیات تسخیر روحی نشان می‌دهد كه بسیاری از نمونه‌ها در میان افراد بزرگسال بوده است و نه كودكان و این نشان‌دهنده آن است كه این امكان وجود دارد هر كس از زن و مرد، و كودك و بزرگسال در معرض چنین تجربه‌ای قرار بگیرد و این پدیده مختص سن و جنسیت خاصی نیست.

نویسنده:استاد علی حاجی بلند.



:: برچسب‌ها: تسخیر روح , تسخیر روح ,
|
امتیاز مطلب : 66
|
تعداد امتیازدهندگان : 23
|
مجموع امتیاز : 23
نویسنده : رامین حمیدی
تاریخ : شنبه 21 اسفند 1389