دگرهیپنوتیزم

دکتر فلاور براي هيپنوتيزم کردن بسيار راحت و آسان است. زيرا به اين نياز ندارد که شما به بيان و ارائه يک متن مفصل وپيچيده به عنوان تلقين هيپنوتيزمي بپردازيد . آنچه که به عنوان تلقين به سوژه گفته مي شود , عملا چيزي بيشتر از شمردن نيست. در آغاز کار همانطور که قبلا اشاره شد , مطالب را براي توجيه و آماده سازي به سوژه بگوييد. در مرحله دوم تنها آنچه را که هيپنوتيزور انجام مي دهد , شمردن است و تنها کاري را که سوژه ابه انجام آن مي پردازد , باز کردن و بستن چشم ها مي باشد. بنابراين , اين روشي است که طي آن سوژه به صورت فعالي شرکت مي کند.

سوژه بايستي راحت بر روي صندلي قرار بگيرد و در مقابل او يک در يا ديوار ساده و بي آرايش وجود داشته باشد. شما طوري قرار بگيريد که در قسمت جانبي و کمي عقب تر از او مستقر باشيد. در اين وضعيت اين امکان براي شما فراهم مي شود تا صورت و يکي از چشم هاي او را از نيمرخ زير نظر داشته باشيد و از نزديک عکس العمل هاي او را مشاهده کنيد. در اين متد
نيازي نيست تا شما بر روي نقطه خاصي به تمرکز و توجه بپردازيد. کار را به اين ترتيب ادامه دهيد:

((کاملا ريلاکس باشيد و نگاه شما متوجه در يا ديواري باشد که مقابل چشمان شما قرار گرفته است . لزومي ندارد که توجه دقيقي به اين ناحيه داشته باشيد. کافي است که تنها به صورتي خواب آلود و مبهم در ميدان ديد شما قرار گرفته باشد. پس از مدت کوتاهي من شروع به شمردن مي کنم. پس از شنيدن هر عددي چشمانتان را ببنديد و در فاصله عددها چشمانتان
را باز کنيد و اين کار را به اين صورت ادامه بدهيد.)) پس از آن به قسمت جلوي ديد او برويد و آنچه را که مورد نظر شماست  , به صورتي عملي و از طريق چهره خودتان به او نشان بدهيد. براي مثال عدد ((يک )) را بشماريد و همگام با آن چشمانتان را ببنديد و پس از مدت کوتاهي آنها را باز کنيد. پس از آن عدد ((دو )) را بشماريد و همگام با آن بار ديگر چشمانتان را ببنديد و بعد باز کنيد. سپس عدد (( سه )) را بشماريد و بعد اين جريان را استمرار بخشيد ولي در اين موقع در زمان باز کردن چشم  ها طوري عمل کنيد که افراد ناظر احساس کنند باز گشايي چشمان شما با سختي و دشواري بيشتري صورت مي گيرد.
بنابراين تکيه بيشتري بر تلقينات خود بدهيد. در اين زمان بار ديگر به پشت سر يا کنار سوژه رفته و شروع به شمردن کنيد.


ضمنا از سوژه بخواهيد که همگام با شمردن شما , چشمانش را باز کرده و بعد ببندد , تا زماني که ديگر باز کردن چشم ها براي او بسيار مشکل و طاقت فرسا جلوه کند. ((در جريان اين  شمردنها شما احساس مي کنيد که هر بار باز کردن چشم ها براي شما سخت تر و دشوارتر مي شود. در اين جريان لحظه به لحظه چشمان شما خسته تر و خواب آلود تر مي شوند. پس
از مدتي احساس ميکنيد که بازگشايي چشم ها براي شما بسيار سخت و دشوار , بلکه غير ممکن مي گردد. همين طور که اين شمارشها ادامه پيدا مي کند , شما احساس مي کنيد که يک حالت خستگي , کرختي , وتنبلي در قسمت هاي مختلف بدن شما پديدار مي گردد. تمام قسمتهاي مختلف بدن شما ريلاکس و ريلاکس تر مي شوند. پس از مدتي شما آنچنان خسته و خواب آلود مي شويد که با شمردن ديگر نمي توانيد چشمانتان را باز کنيد , بلکه همانطور بسته باقي مي ماند و با شمردن اين حالت شما به هم نمي خورد . دير يا نزديک زماني فرا مي رسد که شما چشمانتان را مي بنديد و اين وضع همينطور باقي مي ماند و شما هم به خواب عميقي فرو مي رويد. ))

تا به حال شما براي سوژه شرح داده ايد که او بايد انتظار چه وقايعي را داشته باشد . بنابراين در اين موقع شما مي توانيد به صورت يکنواختي به شمردن بپردازيد . شمردن را از يک شروع کنيد و تا بيست , مطابق شرحي که بيان شد , ادامه دهيد.
اگر هنوز چشمان سوژه بسته نشده بود , مي توانيد دوباره از يک تا بيست بشماريد . اين سري شمردنها را تا زماني ادامه بدهيد که چشمان او بسته باقي بماند و در حالت هيپنوتيزم قرار بگيرد. يک سوژه خوب هيپنوتيزمي ختي پيش از آنکه شما به عدد پانزده برسيد , چشمانش بسته باقي مي ماند. اولين نکته جالبي که شما به آن برخورد مي کنيد , کوشش سوژه
براي باز کردن چشمانش مي باشد. گاهي نظم باز و بسته شدن چشمان او با نظم شمردن شما هماهنگي نشان نمي دهد. پس از مدتي در حالي که سوژه براي باز و بستن چشم هايش به کوشش بي حاصلي دست مي زند , ولي همچنان ديدگان او بسته باقي مي مانند و تنها کمي پلک ها و ابروهاي او حرکت مي کنند.

پس از انکه چشمان او بسته باقي ماند , شمردن را متوقف کنيد و به لحن بيانات خويش آهنگ و نماي آمرانه اي بدهيد. در اين زمان سوژه هيپنوتيزم شده است. اگر بخواهيد , مي توانيد شمردن را تا رسيدن به عدد بيست ادامه بدهيد, ولي از اين به بعد اين شمردن را با تلقيناتي درباره عميق تر شدن خلسه هيپنوتيزمي هماهنگ کنيد . به او متذکر شويد که با شمردن هر
عدد خواب او عميق و عميق تر مي شود و زماني که شما به عدد بيست برسيد , او در يک خلسه عميق هيپنوتيزمي قرار  مي گيرد. زماني که به عدد بيست رسيديد , به صداي خود لحن قاطع تر و آمرانه تري بدهيد و به اصطلاح بر او تسلط پيدا کنيد .
به اين ترتيب همان طور که براي گام سوم لازم است , شما کنترل بر سوژه را به دست گرفته ايد.

گاهي با وجود آنکه چشمان سوژه هنوز بسته نشده , ولي با اين وجود هماهنگي حرکات بسته شدن و باز شدن چشمان او با شمردن شما بهم خورده و مختل شده است. در اين شرايط نيازي به اين نيست که تا بيست بشماريد . در اين شرايط شمردن با متوقف کرده و به کنترل او به صورتي آمرانه به تلقيناتي بپردازيد که هدف آنها عميق تر شدن خلسه هيپنوتيزمي
سوژه است.

اگر پس از سه بار شمردن تا بيست چشمان سوژه بسته باقي نماند و يا اينکه هماهنگي باز و بسته شدن چشم هاي او با  نظم شمردن شما به هم نخورد , شما مي توانيد به اين نتيجه برسيد که اين تکنيک بر روي او موثر نيست , ولي نبايد  در وسط القاي خلسه مبادرت به توقف کردن آن بکنيد. بنابراين زماني که شما براي دور سوم به عدد بيست رسيديد , از او بخواهيد که چشمانش راببندد و همان طور که در روش ريلاکس شدن آموختيد , با اين روش و يا تکنيک هاي ديگر او را هيپنوتيزم کنيد . حتي سوژه هايي که تا حدودي با هيپنوتيزم آشنايي دارند , متوجه نمي شوند که شما به روش جديدي روي آورده ايد , بلکه آنها خيال مي کنند اين همان روشي است که شما به صورت عادي و معمولي براي القاي خلسه هيپنوتيزمي از آن استفاده مي کنيد.

روش دکتر فلاور به سه شکل متفاوت مي تواند مورد استفاده قرار بگرد. در شکل اول پس از آنکه چشمان سوژه خود به خود بسته شد . هيپنوتيزور کنترل خود را بر او اعمال مي کند . در شکل دوم پس از آنکه اختلالي در هماهنگي بين شمارش شما و باز و بسته شدن چشمان سوژه پديد آمد . اين پديده را براي او به عنوان دليلي براي پيدايش خلسه هيپنوتيزمي تلقي کرده
و از او بخواهيد که چشمانش را ببندد و تسلط هيپنوتيزمي خويش را برقرار سازيد.
متد شما موثر تر و کارساز نيست , ادامه کار را متوقف کرده و به تکنيک ديگر روي آوريد.
  

به کوشش محمد تبریزی

تصحیح از رامین حمیدی



:: برچسب‌ها: دگر هیپنوتیزم , هیپنوتیزم کردن دیگران , تلقینات هیپنوتیزم , هیپنوتیزم وماورا , سوژه , تسلط بر هیپنوتیزم , روش های هیپنوتیزم کردن , بیدار شدن از هیپنوتیزم , خواب رفتن هیپنوتیزم , تمرکز , تکنیک های هیپنوتیزم , ,
|
امتیاز مطلب : 105
|
تعداد امتیازدهندگان : 30
|
مجموع امتیاز : 30
نویسنده : رامین حمیدی
تاریخ : یک شنبه 29 خرداد 1390
مشاهده هاله

 

« ... از قدیم الایام در تصاویری که از پیامبران و قدیسین ادیان اسلام و مسیحیت تهیه می شده است همواره هاله تابانی به دور سر یا بدن آنان نقاشی کرده اند .

این عقیده که ابری از انرژی یا ، هاله تابانی، بدن را احاطه کرده است به قرنها پیش باز می گردد . تصاویری باستانی از مردان مقدسی به دست آمده است که آنها را در محیطی نورانی نشان می دهد . این ابهام اساطیری اولین بار در بیمارستانی در لندن به وسیله Kilner کشف شد . در سال 1911 او متوجه شد که با نگاه کردن از پشت شیشه های رنگی قادر است به دور بیشتر افراد ، حاشیه ای تابان مشاهده کند . او می گفت که شکل و رنگ این این هاله تابان بر حسب میزان سلامتی شخص فرق می کند ، و خود از آن به عنوان کمکی در تشخیص طبی استفاده می کرد

می دانید که چشمان ما به نوری حساس است که طول موجش بین 380 تا 760 میکرون باشد . این حقیقت که بدن انسان امواج الکترو مغناطیسی تابش می کند و طول موج این امواج بیشتر از آن است که اغلب چشمها قادر به دیدن آن باشند ، به وسیله فن جدید ، گرما نگاری ، که تابش گرمایی را به تصاویر رنگی شگفت آوری تبدیل می کند ، به روشنی ثابت شده است . در واقع بدن ما تابشی دارد که طول موج آن از حد طبیعی بینایی ما بیرون است و البته باید در نظر داشت که برد حساسیت انسان وسیع است ، بعضی افراد اصواتی را می شنوند که برای دیگران مافوق صوت است و بعضی طول موجهایی را می بینند که برای دیگران نامرئی است .

....



:: برچسب‌ها: مشاهده هاله , عینک مخصوص هاله , نور , هاله , هاله نورانی , نور انسان , چاکرا , روح , نشانه های سلامتی , هاله چیست , مشاهده هاله نور اطراف انسان , میدان انرژی انسان , ,
|
امتیاز مطلب : 87
|
تعداد امتیازدهندگان : 27
|
مجموع امتیاز : 27
:: ادامه مطلب
نویسنده : رامین حمیدی
تاریخ : جمعه 20 خرداد 1390
هاله

هاله

 

در اطراف انسان ميدانی از انرژی لطيف با قطر تقريبی 5/1 متر وجود دارد که با چشم معمولی قابل رويت نيست و هاله ناميده میشود. اين ميدان انرژی ما را همچون تخم مرغ بزرگی در بر گرفته است. اين ميدان طول موج و فرکانس غير قابل رويت با چشم فيزيکی در حالت عادی دارد، اما با تمرينات خاص می¬توان اين انرژیها را ديد و لمس کرد.

لطفا به ادامه مطلب بروید...



:: برچسب‌ها: هاله , هاله نورانی , نور انسان , چاکرا , روح , نشانه های سلامتی , هاله چیست , مشاهده هاله نور اطراف انسان , میدان انرژی انسان , ,
|
امتیاز مطلب : 73
|
تعداد امتیازدهندگان : 20
|
مجموع امتیاز : 20
:: ادامه مطلب
نویسنده : رامین حمیدی
تاریخ : شنبه 14 خرداد 1390
خلسه قسمت 2


خلسه(2)

 

خلسه حالتی است بین خواب وبیداری در این حالت است که فرد دارای ادراکی مافوق این ادراک وحواس پنجگانه میشود و حالتهای شهود وروشن بینی وادراک جهان متافیزیکی و...در این حالت رخ میدهد با تغییر امواج مغزی و پایین آوردن فرکانس آلفای مغز انسان به حالت خلسه فرو میرود واین امواج هر قدر به فرکانس پایین تری برسند خلسه عمیقتر وشخص در آرامش بیشتری فرو رفته و امکان دریافت اطلاعات او از جهان متافیزیکی بیشتر میشود .

خلسه سومنامبول یک ( خلسه نوع اول) : حالتی است كه سوژه در آن به خلسه سبك می فرو رود در پاره ای از موارد القائات هیپنوتیكی توسط هیپنوتیزور در حالت بیداری در سوژه اعمال می گردد و فی الواقع جنبه تلقین بیداری دارد. مانند اطاعت سربازان از فرمانده خود كه در این حالت سربازان به صورت تلقینی و ناخودآگاهی در مقابل دستورات فرمانده خود شرطی شده اند.

خلسه سومنامبول دو : حالتی است كه چشمان سوژه بسته شده و در واقع سوژه به حالت هیپنوز و یا حالتی شبیه به خواب فرو رفته است. در این حالت سوژه برای پذیرش بسیاری از حركات و یا گفتار و یا تلقینهای هیپنوتیكی آماده می شود. مانند برطرف كردن صفات بد, بوجود آوردن صفات پسندیده و برطرف كردن بیماریهای روان تنی كه در اثر ناراحتیهای روانی در سوژه بوجود آمده است.

كاتالاپسی : در این حالت هیپنوز به خلسه عمیقتری وارد شده و بدن او خشك می شود و اگر كتف ها و پاهای هیپنوز را بر روی دو صندلی قرار دهیم, بدن او خم نمی شود. در این حالت اگر كسی با وزن متعادلی به نسبت وزن هیپنوز بر روی شكم او بایستد بدن او به هیچ عنوان خم نمی شود.

خود من بارها شاهد این عمل بوده ام كه چندین نفر روی شخص كاتالاپسی شده رفته اند و حتی روی او بالا و پایین پریده اند! البته باید این را هم بگویم كه این عمل بسیار خطرناك بوده و اگر هیپنوتیزور به اندازه كافی در كار خود ماهر نباشد ممكن است لطمات جبران ناپذیری به سوژه وارد آید. به همین دلیل از شما می خواهم كه خودتان این كار را انجام ندهید و تا جایی كه امكان دارد نگذارید كه روی شما این عمل را انجام دهند.

خلسه لتارژی یك : در این حالت عمق خلسه در سوژه بسیار زیاد است, بطوریكه در پاره ای اوقات پس از اتمام عمل هیپنوتیزم, سوژه چیزی را به یاد نمی آورد. همچنین در این حالت است كه قدرتهای فراروانی هیپنوز نظیر تله پاتی, تله كینسی و ... بارور می گردد و حتی سوژه می تواند آینده نگری كند و كلیرویانس انجام دهد.

خلسه لتارژی دو : در این حالت عمق خلسه فوق العاده زیاد است و حالتی شبیه به مرگ در هیپنوز ایجاد می گردد. سرعت اعمال حیاتی نظیر ضربان قلب كند می شود ودر بسیاری موارد هاله ای از انوار آبی و یا بنفش در بالای سر هیپنوز آشكار می گردد و قابل دیدن است.

مرتاضینی كه در قبر به مدت طولانی در زیر خاك مدفون می شوند و سپس زنده بیرون كشیده می شوند و یا در آكواریوم آب برای مدت طولانی دراز می كشند, در حالت لتارژی دو قرار دارند و این حالت از متاهیپنوتیزمی آنها نتیجه می شود. انسان در حالت متاهیپنوتیزم, ناخودآگاه به قدرتهای مغزی می رسد.

در مورد كم شدن ضربان قلب یكبار خود من شاهد این اتفاق بودم كه در حضور یك پزشك ابتدا فشار خون یك نفر را اندازه گرفتند بعد از بردن او به حالت لتارژی فشار او به شدت افت كرد و بنا به گفته دكتر به حدود 4 رسید! وقتی كه خود من سوژه را لمس كردم كاملا سرد شده بود

ا- عميق تر شدن از طريق ادراک:

يک سوژه در زماني که براي اولين بار وارد خلسه هيپنوتيزمي ميشود عميشه واقعا مطمئن نيست که هيپنوتيزم شده باشد,زيرا او نه تنها حرفهاي هيپنوتيزور را ميشنود, بلکه از کليه وقايع و اتفاقاتي هم که در جوار او روي مي دهد آگاهي دارد. در اين شرايط او چيز متفاوتي را نسبت به قبل احساس نمي کند. بنابراين مانند انبوهي از سوژه هاي هيپنوتيزميک قبول نمي کند که به خواب هيپنوتيزمي يا خلسه (ترانس) وارد شده است. بنابر اين لازم است قبلا سوژه اين موضوع را درک کند که واقعا هيپنوتيزم شده است. يکي از مقدماتي ترين و يا ساده ترين کارهايي که از طريق آن به ادراک مي رسد , زورآزمايي او براي بازگشايي چشم ها مي باشد که از طريق ارائه تلقينات مناسب صورت ميگيرد. در اين شرايط او پس از آنکه متوجه ميشود که نمي تواند چشم هايش را به اراده خودش باز کند, قانع ميشود که واقعا اتفاقاتي افتاده است که او را در انجام اين کار بسيار ساده ناتوان کرده است . معمولا اين ادراک به ورود به شرايط خلسه هيپنوتيزمي باعث ميشود تا اينکه او به خلسه عميق تري وارد شده و با بيداري متعارف فاصله بيشتري را احساس کند. براي رسيدن به اين هدف مي توان از ساير آزمايشهايي هم که نوعي اختلال در کنترل عضلاني را نشان مي دهند استفاده کرد. براي مثال پس از آنکه با تشريفات و زبان بازيهاي متعارف که به انها تلقين مي گوييم دست يک سوژه را در شرايط کاتالپسي قرار داديم و او متوجه نشد که نمي تواند دستش را خم کرده و پايين بياورد, به اين نکته توجه پيدا ميکند . لطفا يک بار ديگر به اين جران توجه بفرمايي: ((دست شما کاملا به سمت جلو و در طرف مقال کشيده شده است. کاملا سفت و سخت شده مانند يک ميله آهن . شما نمي توانيد آن را خم کنيد و يا پايين بياوريد. هر قدر هم که شما کوشش کنيد , خم کردن يا پايين آوردن دست برايتان مشکل تر ميشود , زيرا شما در شرايط هيپنوتيزمي قرار داريد. همانطور که مشاهده ميکنيد , کاملا تحت اختيار من قرار گرفته ايد و کليه دستورات مرا انجام مي دهيد. الان شما به نکته جالب تري توجه پيدا ميکنيد. هرقدر بکوشيد که دستتان را به سمت پايين بياوريد بالاتر و بالاتر ميرود , هرقدر براي پايين آوردن دستتان بکوشيد اين دست بيشتر و بيشتر به سمت بالا متمايل ميشود. عملا تا زماني که من بگويم که شما مي توانيد دست خودتان را به پايين بياوريد , انجام اين عمل براي مشا عير ممکن خواهد بود)). با کارهايي که در اين لحظات انجام داده و با بياناتي که مطرح کرده ايد در اين زمان اين احساس در آگاهي سوژه پديد آمده که تحت تاثير هيپنوتيزمي شما قرار گرفته است وگرنه دليلي وجود ندارد که او نتواند کاري به اين سادگي را انجام ندهد؟براي برخي از سوژه هاي هيپنوتيزمي قبول تلقينات ادراکي از طريق تلقينات بعد از هيپنوتيزمي به صورت بهتري صورت ميگيرد. براي مثال شما مي توانيد به سوژه تلقين کنيد که چند دقيقه پس از بيدار شدن , خارش شديدي را در پشت قفسه سينه اش درست در نقطه اي احساس خواهد کرد که خاراندن آن منطقه براي او امکان پذير نباشد.

 



:: برچسب‌ها: خلسه , ورود به خلسه , هيپنوتيزم , ماورا , كنترل ذهن , تاثير بر ديگران , ذهن , تمركز , كاتالاپسي , سفت كردن بدن , ,
|
امتیاز مطلب : 78
|
تعداد امتیازدهندگان : 21
|
مجموع امتیاز : 21
نویسنده : رامین حمیدی
تاریخ : جمعه 6 خرداد 1390